مسيح ذبيحى

123

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

المجتهد العادل العالم الفاضل الكامل الحاج ملّا عبد اللّه الكيوسرى اگر چه اصل آن بزرگوار از كيوسر و هزار جريب است ليكن پس از فراغت از تحصيل و رسيدن مرتبهء بلند علم و اجتهاد به استر آباد تشريف آوردند و تدريس و مرافعات در اين بلد مىفرمودند ، مرجع انام و علم اسلام بودند . غالبا مستند احكام شرعيهء اين بلد آن بزرگوار طاب ثراه بود . مخصوصا در علم اصول كمال داشت و از تلامذهء محقّق الاصوليين شريف العلماء بود . در اواخر از استر آباد عنان عزيمت را به مازندران معطوف داشت و از باب حب الوطن من الايمان مازندران را به قدم ميمنت لزوم رشك باغ ارم فرموده و از گلهاى رنگارنگ و شكوفه‌هاى گوناگون تحقيقات رشيقه و تدقيقات انيقه‌اش اهل آن سرزمين را بهره‌مند مىداشتند ، و للّه دره من قال : اى صبا گر بگذرى بر خطّهء مازندران * هر كجا گلزار بينى خيمهء ما زن در آن و از آن سرزمين بهشت آيين عزيمت خلد برين فرموده و به دار القرار شتافت ، طيّب اللّه رمسه الشريف . / 162 / علّامة العلماء العظام المجتهد الوفى و المحقّق الصفى شريعتمدار الآخوند ملّا محمّد على الاشرفى ثم الاستر آبادى طاب ثراه در علم و فضل و جامعيّت و اجتهاد و تحقيقات و تدقيقات و تصرّفات لطيفه و افكار شريفه‌اش حاجتى به استدلال نيست . خامهء دو زبان اهل قلم سوسن وار اگر هزار زبان شود از ذكر و تحرير و اوصاف و فضائلش ابكم و لال خواهد بود . كمتر كسى كه در استرآباد بيش از آن بزرگوار علوّ مقدار و بلندى همّت داشت . آثار بزرگى و جلالت از جبين مبينش ظاهر و باهر بود . بسا علماء عاليمقدار كه از تحصيل در مجلس درس آن بزرگوار تربيت يافته به مقامات عاليه رسيدند . كمالش فى كبد السماء در اطراف و آفاق انتشار و اشتهار يافتند . بسيارى از اهالى اجتهاد ما قبل و ما بعد او طوعا و رغبة تصديق او را مىفرمودند و احدى انكار اين معنى را در حق آن بزرگوار نمىنمود . سالها به خدمت دين مبين و ترويج شريعت سيّد المرسلين صلوات اللّه عليه اشتغال داشت و در آخر عمر به مرض تب لازم كه بعضى اطباء مىگفتند در قريهء زيارت خواسته رود اين جهان فانى را